۱۳۹۲ خرداد ۱۱, شنبه

خاطره ای ازشب گریه:
شبی درخواب بودم که صدای گریه به گوشم می آید ازخواب بالا شدم ،به گوشی خودنگاه نمودم که ساعت 2بجه شب است.حیران شدم که گریه ازکجاه است این وقت شب .آهسته لامپ راروشن نمودم که دو تاازرفیقایم سر رابالین بالشت گذاشته هردو به شدت گریه میکند.متعجب شدم وپرسیدم چراگریه می کنید؟اولی گفت من به غریبی اسلام می گریم ،دومی گفت من ازدست عشق (دوست دخترخود می گریم).

۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

فکر کردن درگذشته مثل دویدن دردنیای باد است .
زندگی آسان ولی در عین حال مشکل ،نظر به طرزفکرانسان.
عباس آزاد متولد سال 1391م قریه صاحب اختیار ،ولسوالی لعل سرجنگل،ولایت غور،فعلامدت دوسال است که دردانشگاه بامیان مصروف تحصیل رشته جامعه شناسی هستم.